![]() |
![]() |
|
|
ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسیزبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.
به گزارش ابنا، ماشا الیلیكینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینك حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی میگوید از جلوههای كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختی میكند. آنچه در پی میآید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:
• چطور شد که تمام موفقیتها و درخششهای خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود. • در زمانی که یك خواننده بودی آیا فکر میکردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمیکرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم. • آیا راهی که برای مسلمانشدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟ماشا: من دو سال است که مسلمان شدهام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیكترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمیدانستم که چطور میتوانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم. روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را میدیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگیام بود كه چیزی از خدا میخواستم. • در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس میکنم. ضمناً برخی از نتهای مجاز شرعی را نیز مینویسم. • آیا موسیقی هم گوش میدهی؟ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش میکنم. • آیا چیزی از قرآن هم آموختهای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟ماشا: در ابتدا فکر میکردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کردهام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر میکنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد. • چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام میگروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادتبخش است. • از اینكه مسلمان شدهای چه احساسی داری؟ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شدهام، پس خوشبختم. • و چه تفاوتی با قبل داری؟ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسانها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم. • آیا گاهی به موفقیتها و درآمد سابق خود فکر نمیکنی؟ حسرت آن دوران را نمیخوری؟!ماشا: آن جلوهها، پس از مسلمان شدن، برایم بیارزش و منفور هستند. • از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی میکنی هراس نداری؟ماشا: نه نمیترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود میدانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم. • از اینکه عکسهای سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکسها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان میتواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان میتواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهیهای گذشتهاش را پاک کند، ان شاء الله. • اینك چه چیزی از «اسلام» میتوانی به دیگران بگویی؟ماشا: اسلام میگوید: «اگر نمیتوانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدیهای نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی میخواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد. • چه پیامی برای مسلمانان داری؟ماشا: آرزو میکنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانههای آنان ببارد. • و برای غیر مسلمانان؟ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشدهاند لحظهای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهودهای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمی اندیشه کنند.
منبع: تابناک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 22:28 توسط حسين |
|
|
خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنه تر از شمشیر است
تن عریان تو خونین به زمین در بر زینب شده در لنجه ی خون غرق مه عنبر زینب نبود بی تو دگر تاب و توان یاور زینب چه کند خاور افسرده به هنگام جدایی نه سلاح ماند و نه علم ماند و نه عباس دلاور همه یاران تو در کرب و بلا گشته فدایی نه سری در بدن تو که ببوسم سر و رویت نه تو را نای و گلویی که زنم بوسه گلویت نه گلابی که بشویم بدن قاری بویت نه لباسی ز تو بر جاست نه سلاحی نه عبایی ....................................................... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 14:30 توسط حسين |
|
|
شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل : وای این شب چقدر تاریک است !
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟ قطره ای کو که به دریا ریزم ؟ صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:4 توسط حسين |
|
|
هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:4 توسط حسين |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:1 توسط حسين |
|
|
سخنرانی های آیت الله مجتهدی تهرانی:
http://old.tebyan.net/teb.aspx?nId=43692
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:8 توسط حسين |
|
نشنیده از کسی از سر بریده سخن! آن که صوت ملکوتی ز تو بشنید منم! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:43 توسط حسين |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 18:54 توسط حسين |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:55 توسط حسين |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:44 توسط حسين |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اسم: حسین
متولد: مشهد رنگ مورد علاقه: زرد-قرمز غذای مورد علاقه: استامبولی نوشیدنی مورد علاقه: نوشابه بدون گاز کتاب مورد علاقه: تخیلی و ماجرایی فیلم مورد علاقه: ماجرایی و اکشن سرگرمی مورد علاقه: کار با کامپیوتر ورزش مورد علاقه: فوتبال شهر مورد علاقه: تهران-مشهد کشور مورد علاقه: استرالیا درس مورد علاقه: زبان انگلیسی موزیک مورد علاقه: غمناک اسم پسر مورد علاقه: رضا تصویر مورد علاقه: طبیعت رنگ مورد تنفر: سبز لجنی غذای مورد تنفر: خورش فسنجون نوشیدنی مورد تنفر: نوشابه با گاز سرگرمی مورد تنفر: اذیت کردن حیوانات ورزش مورد تنفر: کبدی شهر مورد تنفر:آنکارا کشور مورد تنفر: ترکیه درس مورد تنفر: منطق موزیک مورد تنفر: پاپ اسم مورد تنفر: غلام |
| آرشیو موضوعی |
|
لپ تاپ مدرن |
|
RSS
|